سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
 
دریــــــــــــــــــا دلــــــــــــــــــــا ن
 
 
اساس حکمت ترس از خداونداست . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله] 
»» دل نوشته از یک ...


می دونم بارها و بارها به مزار شهیدان سر زدی مبینی چه احساسی داری؟؟؟

دلت می خواد تو هم یکی از اونا باشی ولی با خودت می گی اونا کجا و من کجا چه آرزوی بی جایی!...

ولی دوباره به این موضوع فکر می کنی که این گل های نازنین چه رازی و چه گفتگویی با خدا داشتن که این طوری چیده شدن همش دلت می خواد به خودت بد و بیراه بگی ، بگی این همه گناه کردی به کجا رسیدی به غیر از این بود که از خدا دور شدی و محب دنیا؟؟

بازم برمی گردی به این جمله که اونا کجا و من کجا؛ به خودت می گی اونا حقشون بوده شهادت نوش جونشون حتما لایق بودن هی یه نگاه به خودت می کنی و یه نگاه به مزار شهیدان دیگه نمی تونی جلوی اشکتو بگیری؛ پشیمونی از این همه گناه از این همه غفلت؛ همین موقعست که یواش یواش شروع به حرف زدن با خدا می کنی؛

خدایا می دونم گنه کارم می دونم روسیاهم می دونم دلت نمی خواد صدامو بشنوی … ولی اینو می دونم که خدای من رحمان و رحیمه همیشه منتظر بندهاش هست خوب منم اومدم ولی با یه کوله بار از گناه خدایا با این حال بازم منو قبول می کنی؟

یه حسی بهت می گه مگه می شه قبولت نکنه همین حس باعث می شه ادامه بدی ؛ با همه شرمندگی و پشیمونی از گناه ولی با امید ؛ از خدا می خوای که ببخشتت با تمام وجود می گی خدایا منو ببخش منو عفو کن منو بیامرز؛خدایا به حق این شهیدای گمنام به حق چشم منتظر مادرای این شهیدا از من بگذر از من بگذر..

خدایا من خسته ام از همه گناهام ؛من خسته ام از خودم ؛ همین لحظه هاست که  یه چیزی تو دلت خالی می شه با تمام وجود احساس می کنی خدا تحویلت گرفته؛ احساس می کنی تمام وجودت پر از نور خدا شده می بینی کوله بارت مثل اول سنگین نیست ؛ شرمنده این همه لطف و این همه محبت می شی ؛ یواش یواش اشکاتو پاک می کنی سرتو بالا می گیری ؛ نگاهت به آسمون می افته ؛ خدارو می بینی که داره بهت لبخند می زنه انگار نه انگار که گناهی مرتکب شدی ؛ سرتو می اندازی پایین یه نگاه دیگه ای به مزار شهیدا می کنی شروع می کنی با هاشون حرف زدن؛ بهترین سلام ها و درودها بر شما شهیدان عزیز؛ داداشای خوب من رفتید و مارو تنها گذاشتید ؛ اخه این درسته … بابا ما هم دل داریم ما هم خسته ایم این درسته از نردبون شهادت بالا رفتید و نردبون و برداشتید ؛ پس ما چی ؟؟؟

حداقل برامون دعا کنید ؛ دعا کنید ما هم آدم بشیم شاید این طوری به آسمون راهی پیدا کردیم شاید دعا ی شما و این دلای خسته درهای شهادت و یه بار دیگه باز کرد و ما هم عاقبت به خیر و سعادتمند از این دنیا رفتیم

شاید…

یا علی



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » دریا ( پنج شنبه 86/8/17 :: ساعت 8:21 صبح )

»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

به هم ریخته ام...
دیدیم آنچه را که فقط می شنیدیم !!!!!!!
خانم فاطمه زهرا (س) از کلام رهبری ...
دریادلـــــــــــــــــــــان عاشق
گمنام ...
کاش دیر بیدار نشویم...
راه روشن است
پیام
[عناوین آرشیوشده]
 

>> بازدید امروز: 8
>> بازدید دیروز: 14
>> مجموع بازدیدها: 99599
» درباره من «

دریــــــــــــــــــا دلــــــــــــــــــــا ن

» آرشیو مطالب «
یادی از قبل
یادی از قبل
زمستان 1386
پاییز 1386
تابستان 1386
بهار 1386
زمستان 1385

» لوگوی وبلاگ «


» لینک دوستان «

» صفحات اختصاصی «

» لوگوی لینک دوستان «


» وضعیت من در یاهو «
یــــاهـو
» موسیقی وبلاگ «

» طراح قالب «