سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
 
دریــــــــــــــــــا دلــــــــــــــــــــا ن
 
 
دوستی، یکی از دو [نوع] خویشاوندی است[ : خویشاوندی سببی و نَسَبی] . [امام علی علیه السلام] 
»» ...

حنجره زیباست اگر بگذارند

چشم مخصوص تماشا ست اگر بگذارند

من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم

عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند

بلاخره تموم شد اون روزای خدایی باید برمی گشتیم هیچکس به روی خودش نمی اورد ولی از چهره ها معلوم بود که می خوان داد بزنن که ای خدا ما نمی خوام برگردیم نمی خوایم ما تازه انس گرفته بودیم ما تازه خودمون و پیدا کردیم وصدها چیز دیگه

در هر منطقه ای که میرفتیم به خوبی حضور شهدا رو می شد احساس کرد می شد باهاشون حرف زد و درد و دل کرد مطمئن هم بودی که دارن به حرفات گوش میدن

داشتیم از فکه برمی گشتیم؛ تو اتوبوس بودیم که یه دفعه صدای گریه شنیدیم دیدیم یکی از بچه ها داره گریه می کنه ازش پرسیدیم چی شده گفت الان داشتم با مادرم حرف میزدم مادرم گفت اسمت مکه در اومده گفتیم خوب بنده خدا اینم گریه داره گفت آخه این حاجتی بود که از شهدا خواسته بودم

موقع رفت توی نماز خانه راه آهن که بودیم یه خانم مسن مرتبا می گفت بچه ها حواستون باشه دست خالی برنگردید شهدا نمی زارن کسی دست خالی برگرده حاجات و خواسته هاتون بخواید و ...

به نظر شما اون خانم الکی این همه اصرار داشت می تونست اصلا با ما حرف نزنه یا فقط بگه التماس دعا؛ شما هم حتما توی این فکرید؛ که هیچ کار خدا بی حکمت ودلیل نیست

آخرین حرفم دوست عزیز شهید زنده ست و شاهد بر اعمال امتش آیا راهی که داریم میرم ادامه راه آنهاست بیاید به روزی فکر کنیم که با شهدا روبه رو می شیم امیدوارم از اون دسته از آدما نباشیم که سرمون و می اندازیم پایین.....

یا علی

 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » دریا ( جمعه 85/12/25 :: ساعت 5:1 عصر )

»» بیداری از خواب غفلت


یکی از کسانی که کاروان به مناطق جنگی میاورد می گفت من 8 ساله دارم کاروان می یارم یه روز بین یه کاروانی یه دختر دانشجوی پزشکی بود شلمچه میرفتیم مسخره می کرد فکه می رفتیم مسخره می کرد به طلائیه که رفتیم مسخره کرد توی طلائیه بعد از صحبتام خاک تبرکی دادم به داشجوا و گفتم اینجا قدم گاه اباالفضل عباسه ، این خاک و ببرید هر وقت دلتون گرفت این خاک و بو کنید تا دلتون باز بشه تا خاک و گذاشتم تو مشت این دختر خاک و پرت کرد و گفت این مسخره بازیا چیه؛ تحویل نگرفت رفتیم خرمشهر شب اونجا خوابیدیم
اول صبح دیدم یکی در و محکم میزنه درو باز کردم دیدم همون دختر داره چه جور اشک میریزه می گه یا الله منو ببر طلائیه گفتم تو که می گفتی این کارا مسخره بازیه گفت توروخدا تو دیگه اینو نگو شب که خوابیده بودم یه شهیدی از طلائیه اومد به خوابم گفت می دونی همه اینایی که می یان اینجا میریم در خونشون کارت دعوت می دیم تو رو کی تو خونه ما راه داده تو با اجازه کی پاتو گذاشتی تو طلائیه ، همین خواب این دختر و از این رو به اون رو کرد؛ دختر با اصرار زیاد دوباره اومد طلائیه تا از ماشین پیاده شد کفشاشو در آورد و خودشو انداخت رو این خاکا ... طلائیه چه طلائیه

 خدا هم به من این سعادت و داده تا برم مناطق جنگی راستش و بخواید دارم یک ساله می شم از تولدم یک سال می گذره؛ برای همتون دعا می کنم برای همه حتی اون دوستانی که دیگه پیش ما نیستن و جاشون خیلی خالیه البته اگر خدا ازم قبول کنه شما هم منو حلال کنید.

همین...

یا علی



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » دریا ( چهارشنبه 85/12/9 :: ساعت 2:58 عصر )

»» شهیدان زنده اند الله اکبر

 
پدر شهیدی می گفت :
پسرم اومده بود مرخصی زود باید برمی گشت روز آخر مرخصی گفت بابا اینقدر دلم برای امام رضا تنگ شده گفتم خوب عزیز بابا الان که وقت هست یه خورده دیرتر برگرد بیا برو مشهد؛ گفت آخه دلم نمی یاد همه اونایی که زیر آتیشن دوست دارن برن زیارت امام رضا خلاصه با همون حسرت رفت جبهه شهید شد جنازش هم برنگشت آرزوی دل یه شهید و خدا اجابت می کنه بعد از مدتها گفتن بیاید جنازه فرزندتون و شناسایی کنید و ببرید پدر و مادر شهید می رن بالای سر جنازه وقتی صورتشو باز می کنن می بینن اشتباه شده می گن آقا این بچه ما نیست تحقیق می کنن می گن پدر شهید مادر شهید ببخشید؛ جنازه پسرتون اشتباهی رفته مشهد مقدس... الله اکبر



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » دریا ( یکشنبه 85/11/1 :: ساعت 9:33 عصر )

»» کاروانی که مقصدش بهشت است

 ای مسافر . . .

غافله ای در حال حرکت است
صدای زنگ این غافله خوب به گوش می رسد

ای مسافر آماده حرکت شدی؟؟؟

امیر غافله این کاروان مولای محبوب ماست مولای ما ابا عبدالله

ای مسافر دنیا برویم تا به کاروان برسیم

هزار و چندین سال پیش این کاروان از مدینه حرکت کرد ولی کسی به یاریش نشتافت

به سوی مکه حرکت کرد ایام حج بود ولی بازهم اهل غافله ها از او فاصله گرفتند و  کسی یاریش نکرد

به کربلا رفت

کربلا :

این جا محیط درد و سوزو اشک و ناله است

این جا زیارتگاه زهرا سه سال است

این جا دمشق است و گلی پژمرده دارد

در زیر گل زهرای سیلی خورده دارد

این جا دو عاشق برصالح هم رسیدن

لب های خشک یکدگر را می مکیدن

این جا دل شب کودکی هجران کشیده

گل بوسه بگرفته ز رگهای بریده

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا

بر دلم تر سم بماند آرزوی کر بلا

تشنه آب فراتم ای اجل مهلت بده

تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا

یا ابا عبدالله یا حسیین بن علی یا ایها الشهید یا مولای من
هر اندازه که مصیبت به ما رسد گوشه ای از مصیبت وارد شده به خانم زینب نمی شود

حتما دیدید که مردم با چه شوری در تشیع جنازه شهیدان شرکت می کنند و خانواده شهیدان را گرامی می دارند

ولی چه کسی خانم زینب رو برای مصیبت وارد شده دلداری داد

چه کسی . . .

 

در این ایام بنده حقیر را از دعای خیرتان محروم نفرمایید
یا علی



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » دریا ( پنج شنبه 85/10/28 :: ساعت 9:56 صبح )

»» سلام و درود خدا بر شهیدان

بسم رب الشهدا و صدیقین

در لابه لای سخنان شهید حیدری چه زیبا بود این سخنانش:

به نام خدایی عشاق دلسوخته آن خدایی که همه چیزمان از آن اوست.هر خوبی از او و هر بدی از ماست.ای دنیا بدان که انتهای راهت جهنم و مسیر راهت پر از درندگان وحشی است که به تدریج روح انسان را می خورند تا بلاخره انسان را تبدیل به حیوانی پست میکند تنها کاروان عشق است که رو بسوی جانان می رود.

اتفاقی سخن شهید همت را هم دیدم که چنین گفتند:

برای اینکه خدا لطفش و رحمتش و آمرزشش شامل حال ما شود باید خالص بود.برای اخلاص سرمایه می خواهد که از همه چیزمان بگذریم و برای گذشت از همه چیز باید شبانه روز دلمان و همه چیزمان با خدا باشد.برای خدا قلم برداریم، برای خدا حرف بزنیم و ...

و اما سخنی از سالار شهیدان اهل قلم 

در سفرهای زمینی پاها خسته می شوند و در سفرهای آسمانی دلها مجروح میشوند

(سلام و درود خدا بر شما ای شهیدان شلمچه، هویزه، طلائیه، دهلاویه،اروندکنار ،...)



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » دریا ( سه شنبه 85/8/2 :: ساعت 9:25 صبح )

<      1   2   3   4   5   >>   >
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

به هم ریخته ام...
دیدیم آنچه را که فقط می شنیدیم !!!!!!!
خانم فاطمه زهرا (س) از کلام رهبری ...
دریادلـــــــــــــــــــــان عاشق
گمنام ...
کاش دیر بیدار نشویم...
راه روشن است
پیام
[عناوین آرشیوشده]
 

>> بازدید امروز: 21
>> بازدید دیروز: 14
>> مجموع بازدیدها: 99612
» درباره من «

دریــــــــــــــــــا دلــــــــــــــــــــا ن

» آرشیو مطالب «
یادی از قبل
یادی از قبل
زمستان 1386
پاییز 1386
تابستان 1386
بهار 1386
زمستان 1385

» لوگوی وبلاگ «


» لینک دوستان «

» صفحات اختصاصی «

» لوگوی لینک دوستان «


» وضعیت من در یاهو «
یــــاهـو
» موسیقی وبلاگ «

» طراح قالب «